محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

603

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

اين پرسشى است كه بزرگ‌ترين مناقشات و درگيرى را بين علماى اخلاق مسلمان ايجاد كرده است . و البتّه ما بايد با دليل اساسى سخت‌گيران كه يك برهان بسيار بسيط و برگرفتهء مستقيم از قرآن است ، آشنا شويم : خداى سبحان انسان را فقط به خاطر اطاعت و بندگى آفريده و براى توجّه به ذات مقدّسش با نيّتى پاك و بس . بنابراين ؛ هرگاه او به خود اجازه دهد كه به نتايج مناسب يا غير مناسب ، به اعمالش ، چشم بدوزد ، معناى اين كار وارونه كردن نظام غايى است ؛ زيراكه در اين صورت تكليف ، صرفا وسيله مىگردد و سودجويى علّت غايى و موضوع حقيقى عبادت مىشود . و البتّه مخالفان نظر آنان ، بايد تلاش كنند تا برهان دقيقى در برابر آنها بياورند ، كه بتوانند از دست برهان ايشان خلاص شوند . واقعيّت مطلب آن است كه اين گروه مخالفان از طرفى خواسته‌اند كه براى مخلوقات يك هدف دوگانه‌اى را ثابت كنند و از طرف ديگر تأكيد دارند كه پيروى از اهداف ثانوى ممكن است بدون صدمه زدن به اهداف اساسى پيدا شود . وانگهى اينان مطلب را با اين عبارت تفسير مىكنند : حق اين است كه انسان به لحاظ اين كه در ذات خود مكلّف است ، هيچ نقشى ندارد جز اين‌كه وظيفهء خويش را به‌طور دقيق در وقت خودش انجام دهد و هروقت شخص از وظيفه‌اش دور شود ، نه تنها انواع كيفرها را به جان خود خريده است ، بلكه هركس انجام وظيفه خود را در ميدان عبادت وارد و هرگز با اين صفت پست مستحقّ چيزى نمىشود كه از مردم و يا از خدا آن را بجويد . امّا از مردم ، به اين خاطر كه ما در قبل توضيح داديم ، و به خوبى مىدانيم كه شريعت اسلامى بر دانشمندان و قضاة حرام كرده است ، چيزى از تودهء مردم بخواهند . و امّا از خدا ، چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : « هرگز عمل كسى او را وارد بهشت نمىكند ! » « 1 » ، منظور اين است كه عمل تنها كافى نيست . و چيزى از درستى اين قضيه نمىكاهد كه انسان با اين صفت كه موضوع براى احسان و

--> ( 1 ) - ر ك : صحيح بخارى : 5 / 2147 ، حديث 5349 ؛ شرح اصول كافى : 8 / 229 ؛ تفسير قرطبى : 7 / 209 ؛ صحيح مسلم : 4 / 2170 ، حديث 2816 ؛ المعجم الأوسط : 8 / 74 ، حديث 8004 ؛ امالى سيّد مرتضى : 2 / 20 ؛ مسند احمد : 2 / 264 ، حديث 7577 ؛ مسند ابى يعلى : 7 / 63 ، حديث 3985 .